X
تبلیغات
رایتل

راهبی در یک غار مرتفع در یک کوهستان مشغول مراقبه بود

 

روزی چوپانی گوسفندانش را از چرا برمی گرداند که راهب را دید و مجذوب اوشد

 

پرسید:تو تک وتنها در اینجا چه میکنی؟ 

 

راهب جواب داد :روی صبر، تمرکز و مراقبه میکنم

 

چوپان در حالی که اماده رفتن بود فریاد کشید که پس برو به جهنم

 

راهب در پاسخ فریاد کشید: جدا؟ خودت برو به جهنم

 

چوپان در تمام راه بازگشت، پیش خود می خندید! 



تاریخ : سه‌شنبه 14 شهریور‌ماه سال 1391 | 01:07 ب.ظ | نویسنده : هیلدا | نظرات (2)

  • paper | فروش بک لینک | بک لینک