X
تبلیغات
رایتل

من دیروز یه احساس خاص بودن بهم دست داد

چون عمه ام که بندرعباس زندگی میکنن اومدن اصفهان

عمه خانم که 2 تا پسر(محض اطلاع ازدواج کرده اند) و 3تا دختر داره

با یکی پسرها و دوتا دخترها همراه  اهل و ایال شون اومدن

حالا چرا من احساس خاص بودن میکنم

چون وقتی من رو دیدن همشون گفتند وای چقدر ناز شدی

و یه عالمه اعتماد به سقف به من دادند

این پسرعمه ی ما هم 2 تا دختر خوشمل(سحر و درسا) داره

سحر خانم 8 سالشه و چ قیافه ای چ قدی چ رفتاری به من رفته

بلا خره من دختر دایی بابا شم دیه

و

درسا خانومم که  8 ماهه هست یه کوچولو خود شیفته هست که واسه ی افراد خاصی

یه لبخند کوچک میزنه

و دیگه اگر به اون فرد علاقه ی زیادی داشته باشه

طوری میخندد که لثه هاش پیدا بشه

ولی وقتی من باهاش حرف میزدم

اینقدر ذوق میکرد و میخندید

که همه دهنشون باز مونده بود(خودمم شاخ دراورده بودم)

خلاصه همه ی اتفاقات دست به دست هم دادند

و

 من احساس خاص بودن پیدا کردم...



تاریخ : دوشنبه 3 تیر‌ماه سال 1392 | 11:04 ق.ظ | نویسنده : هیلدا | نظرات (9)

  • paper | فروش بک لینک | بک لینک