X
تبلیغات
رایتل

دیشب بعد خوندن خلاصه ها م زورکی خوابیدم

صبح وقتی بیدار شدم فک کردم ساعت 6ونیمه ولی بعد دیدم 5ونیمه هرکاری کردم خوابم نبرد دیگه نشستم یکم امار خوندم و بعدم اماده شدم از دیشبش لباسام اتو ، وسایلمم اماده بود 

تو دلم حول بود ولی اونجورام استرس نداشتم همش ذکرمیگفتم و متوصل میشدم و توکل میکردم تو حوزه هی بچه ها میگفتن نگا درسخونی از چشماش میباره اصن محل ندادم و خندیدم دوس نداشتم اعصابما خوردکنم واسه حرفای بی ارزش

دیگه رفتم سر جلسه جای صدندلی خبلی خوب بود دور از سالن اصلی اصلا صدای بلندگو اذیتم نکرد کنکور خوب بود ولی من از بس استرس داشتم و سریع بودم تمام بدنم خیس شده بود سر عربی تخصصی و اجتماعی خیلی بد بود انقد سخت بود زبان عمومی ام لامصب داغوون ولی حیف حیف کاش بیشتر خونده بودم از کنکور اسون میترسم چون همه اونایی ک من میزنما میزنن هخخ ولی خب دیگه بیخیالش مهم اینه که خوب دادم بعد ازمونم دوستام دم در بودن کلی تیکه که چرا تا الان نشستی یکم بیشتر مینشسی بعدم یادم رفت شماره داوطلبی رو از رو میزم بکنم ولی خب قبلا یادداشتش کردم برگشتمم ک بگیرمش  ولی رفته بودن

راستی دخترخاله جونیمم یهو بعدازظهر روز قبل کنکور زنگیدگفت کجایی منم گفت پارک انقد بهم... داد و گفت تو الان باید کپ کنی رو کتابت اونجا چ غلطی میکنی دیگه هیچی دیگه گف وهست یه مداد خریدم و بهش با مامانم دعا خوندیم میخوام بیارم واست ینی تا گفت ذووووق مرگ شدم خیلی خوووف بود 

هووووف خدایا شکرت که تموم شد

حالا از هممهه مهمتر اینکه میییخوام حسابی خوش بگذرونم 

امیدوادم همتون خوب باشید و خوووش.



تاریخ : پنج‌شنبه 24 تیر‌ماه سال 1395 | 03:26 ب.ظ | نویسنده : هیلدا | نظرات (5)

  • paper | فروش بک لینک | بک لینک