X
تبلیغات
رایتل

سلام 

چند وقتیه تو فکر عیدم

2هفته بیشتر نیس کلی درس دارم واسه خوندن

قراره اردونوروزی گاج یا کانون شرکت کنم

کانون350 فقط جای مطالعه و ازمون شبانه با یه مسئول کلی

گاج450 جای مطالعه همراه با صبحانه ناهار میان وعده جزوه آموزشی آزمون شبانه پشتیبان خودت هست رتبه های برتر سالهای قبل درصورت همکاری برای مشاوره میاند

خب توی ظاهر گاج بهتره ولی درصورتی که به حرفاشون عمل کنن

برنامه ریزی منظم باشه بچه ها جرات حرف زدن نداشته باشند

ولی در کل چون جامعه آماری گاج تو شهرما کمتره احتمالا افراد کمتری هم شرکت میکنن و اکثرا میرن کانون قلمچی خلوته و اگ نظارت کافی نباشه ادم میتونه از پسش بر بیاد

بعدم اتاق خودم خوبه ولی ن واسه اینکه توش بشینم و بیرون نیام

چون اول اینکه سر راهیه ک مهمونا طی میکنن تابرسند به پذیرایی

بعدم کلا و اساسا همه عادت دارن دراتاق منا باز کنن کله شونا بکنن تو یه حرفی بزنن حتی اگ بازم نکن حرفاشون تو مخه

اگررر همم هیچکدوم از این عوامل نباشه

انقد ادم بی عرضه و بیشعوری هستم ک خودم درس نخونم

و از اون جایی که الان وقته خودسازی نیست

مجبورم یه کاری کنم که ززووووووورر بالای سرم باشه و مجبووووور باشم درس بخونم  و همچنین با توجه به عملکرد داغون عید پارسال به نتیجه قطعی رسیدم ک برم اردو نوروزی

هرررر ططووووووررر که شده

تازه واسه اینکه بابام راضی بشه گفتم لباس عیدی نمیخوام

مامانمم کللی رفت لا ذوووووق و گفت آخخخییییششش امسال از شر پاساژ سپاهان و کوثر و مجتمع پارک خلاااص شدم تازه از وایسادن تو نووبت بستنی پلل که دیگه بهتر از همه شونه.

اخه خداییش شما بگید آدم یکم توی نوبت وایسه بعدشم دم در مغازه رو سکوها بشینه ولی بستنی سنتی زعفرونی تازه درست شده با تکه های خامه تازه بخوره بهتره یا اینکه بره کافی شاپ بستنی دستگاهی بخوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

............................................

اها تازه یه چیییییززز دیگه چند روز پیش از دفتر مرکزی کانون توی تهران واسم زنگ زدن  

من مات و مبهووت در این دریای تند و تیره و سنگین ای وای نه چی میگم

من رفته بودم لآ تعجب 

خانمه پشتیبان بود و از رتبه های برتر سال پیش

هخخ به من میگفت عزیزم تو حزو دانش اموزان تراز بالای ما هستی و جزو رتبه آور ها و خلاصا من باااووورررممم شده بود که لابد راست میگه و خرکیف شده بودم

که یهوو سیاست پشت پرده آشکااار شد

و فهمیدم که زنگ زده بوده بگه کتاب نوروز کانون رو بخر

یعنی اون اوایلش مث بلبل باهاش حرف میزدم یهو وسطش که شروع کرد بگه فهمیدم قضیه چیه وا رفتم و همش میگفتم اوهوم بله درسته دقیقا خیلی ممنون تشکر بله بله

دیگه خلاصه کلی خورد تو ذوقم



تاریخ : یکشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1394 | 01:04 ق.ظ | نویسنده : هیلدا | نظرات (2)

  • paper | فروش بک لینک | بک لینک