X
تبلیغات
رایتل

واااییی بلاخره جوابا اومد

دانشگاه فرهنگیان قبووول شدم

آموزش زبان و ادبیات فارسی

شیرااااازز

خودم خعلی خوشحالم ولی ننه ام میگه کاش اصف بودی

هخخخخ یه دونه دخترم دیگه دلش تنگه

واایی خداجونم عاشقتمممم

امیدوارم همه ی دوستای نازنینم 

از این خوشحالیا نصیبشون بشه



تاریخ : چهارشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1395 | 02:08 ب.ظ | نویسنده : هیلدا | نظرات (3)

 هییی اومدم یه خبر بدمو برم

اینستاگرام زووم میشه

دیدید خبر تازه فق همینه

خب

 اومدم بگم یکشنبه باید برم مصاحبه تربیت معلم 

کلی استرس دارم واسم دعا کنید 

هرچی میخونم بازم کلی چیز مونده که بلد نیستم

تاریخ : شنبه 13 شهریور‌ماه سال 1395 | 12:45 ق.ظ | نویسنده : هیلدا | نظرات (2)

سلام دوست جونیام

چندباری اومدم که خوشحالیم رو باهاتون تقسیمکنم ولی نشد پست بزارم نبدونم چرا

رتبه ام توی کنکور عاالی شد سه رقمی شدم 792

خیلی خوشحال شدم 

ولی ناراحت دوستامم شدم اونا هیلی زحمت کشیدن یه سریا بالا هزار شدن یه سریا ام که دوس داشتم 2رقمی بشن 3رقمی شدن

حیف 

حالام درگیر انتخاب رشته ام

موندم بین روان شناسی کاشان و شهرکرد

نمیدونم کدوم رتبه علمیه بالاتری داره 

میترسم برم کاشان کلی راه دور رو تحمل کنم بعدم ببینم با شهرکرد در یه حد بودن

هعی راهنماییplz چیزی نمونده تا اتمام مهلت



تاریخ : جمعه 29 مرداد‌ماه سال 1395 | 12:43 ب.ظ | نویسنده : هیلدا | نظرات (2)

دیشب بعد خوندن خلاصه ها م زورکی خوابیدم

صبح وقتی بیدار شدم فک کردم ساعت 6ونیمه ولی بعد دیدم 5ونیمه هرکاری کردم خوابم نبرد دیگه نشستم یکم امار خوندم و بعدم اماده شدم از دیشبش لباسام اتو ، وسایلمم اماده بود 

تو دلم حول بود ولی اونجورام استرس نداشتم همش ذکرمیگفتم و متوصل میشدم و توکل میکردم تو حوزه هی بچه ها میگفتن نگا درسخونی از چشماش میباره اصن محل ندادم و خندیدم دوس نداشتم اعصابما خوردکنم واسه حرفای بی ارزش

دیگه رفتم سر جلسه جای صدندلی خبلی خوب بود دور از سالن اصلی اصلا صدای بلندگو اذیتم نکرد کنکور خوب بود ولی من از بس استرس داشتم و سریع بودم تمام بدنم خیس شده بود سر عربی تخصصی و اجتماعی خیلی بد بود انقد سخت بود زبان عمومی ام لامصب داغوون ولی حیف حیف کاش بیشتر خونده بودم از کنکور اسون میترسم چون همه اونایی ک من میزنما میزنن هخخ ولی خب دیگه بیخیالش مهم اینه که خوب دادم بعد ازمونم دوستام دم در بودن کلی تیکه که چرا تا الان نشستی یکم بیشتر مینشسی بعدم یادم رفت شماره داوطلبی رو از رو میزم بکنم ولی خب قبلا یادداشتش کردم برگشتمم ک بگیرمش  ولی رفته بودن

راستی دخترخاله جونیمم یهو بعدازظهر روز قبل کنکور زنگیدگفت کجایی منم گفت پارک انقد بهم... داد و گفت تو الان باید کپ کنی رو کتابت اونجا چ غلطی میکنی دیگه هیچی دیگه گف وهست یه مداد خریدم و بهش با مامانم دعا خوندیم میخوام بیارم واست ینی تا گفت ذووووق مرگ شدم خیلی خوووف بود 

هووووف خدایا شکرت که تموم شد

حالا از هممهه مهمتر اینکه میییخوام حسابی خوش بگذرونم 

امیدوادم همتون خوب باشید و خوووش.



تاریخ : پنج‌شنبه 24 تیر‌ماه سال 1395 | 03:26 ب.ظ | نویسنده : هیلدا | نظرات (5)

و بلاخره

امروز ازمون اخری رو دادم با تراز 6000 و رتبه795

زیاد راضی نیستم ولی خب بدک نیس

بعد ازمون یه حس ارامش خیلی خوبی داشتم

از خدا خواستم بعدازکنکور هم اروم باشم

و امیدوارم نتایجی بهتراز این کسب کنم

5 روز تا کنکور

واسم دعا کنید دوستای عزیزم



تاریخ : جمعه 18 تیر‌ماه سال 1395 | 05:12 ب.ظ | نویسنده : هیلدا | نظرات (2)
مطالب قدیمی تر

  • paper | فروش بک لینک | بک لینک